همرگ انجمنی متفاوت

تاریخ: 26/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 83 نویسنده: طاها

پوشاک بانوان

به طور کلی پوشاک بانوان زرتشتی را می‌توان به ۶تکه تقسیم کرد:

  • کلاهک (لچک)
  • پیراهن زیر (سدره)
  • پیراهن رو
  • روسری (مقنی یا مکنی)
  • شلوار
  • کفش

پوشاک مردان

پوشاک مردان زرتشتی پنج تکه می‌باشد که عبارتند از :

  • سربند
  • پیراهن زیر
  • پیراهن رویی
  • شلوار
  • کفش

پوشاک-سنتی-زرتشتیان-ایران پوشاک-سنتی-زرتشتیان-ایران پوشاک-سنتی-زرتشتیان-ایران پوشاک-سنتی-زرتشتیان-ایران پوشاک-سنتی-زرتشتیان-ایران امتیاز : 568 دیدگاه(0)

تاریخ: 26/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 65 نویسنده: طاها

Yellسلام خدمت همه ایرانی های ایرانی تبارYell

YellYellYellمن این مطلب رو براتون گذاشتم(مخصوصا دختر خانمها) که بفهمین زن در ایران چی بوده و هست امیدوارم که به اصالت ایرانی بودن خودمون بر گردیم و از کشوهای دیگه تلقین نکنین و از حجاب اونا استفاده نکنینYellYellYellYellYell

تاریخ پوشاک به طور کلی بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ انسان است و برای آگاهی از پوشش در ایران، بایستی فرهنگ مردم ایران را هم بررسی نمود.

روند تاریخ تمدن و فرهنگ انسانی از زمانی آغاز شد که انسان‌ها زندگی فردی و غارنشینی را رها کرده و هسته‌های ابتدایی نخستین جامعه بشری را پدید آوردند. از این رو در هر جامعه ای بنا به شرایط زیر نوع پوشاک و پوشش زنان و مردان متفاوت است:

  • آب و هوا و شرایط اقلیمی
  • پدیده شهرنشینی
  • کار و پیشه
  • کشف منابعی چون مس و فلزات
  • پیدایش ادیان و مذاهب ( جهان بینی)
  • وقوع جنگ ها

پوشش زنان در ایران باستان هم بنا به شرایطی که ذکر شد همیشه سبک و اسلوب خاصی داشته است. بررسی‌ها نشان می دهد که پوشش تمام بدن در دوره‌های مختلف تاریخی چه نزد زنان و چه نزد مردان در ایران یک حقیقت بوده است و به هیچ وجه ایرانیان در برهنگی به سر نمی برده اند. اما این را بایستی در نظر داشت که پوشش کامل و آراسته همراه با تزیینات زنان در ایران، با پوشش چادر سیاه اسلامی بسیار متفاوت بوده است.

برخی معتقد هستند که این پوشش کامل و آراسته به نوعی ریشه به وجود آمدن حجاب در دنیا است.

ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.

دایره‌المعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره می‌کند. در تفسیر اثنی عشری چنین آمده‌است: «تاریخ نشان می‏دهد که حجاب در فرس(فارس) قدیم وجود داشته‌است.»

شاهنامه و زنان

برای نمونه در جنگ‌ها بانوان مبارز ایرانی پوششی همچون مردان می پوشیدند که گواه این سخن جنگ سهراب با گردآفرید است که تا زمانی که کلاهخود از سر گردآفرید نیفتاده‌بود، سهراب به زن بودن او پی نبرده بود.

دین زرتشتی

زرتشت در حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است.

بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».

در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏های میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی چنین می‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده می‏کنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان‏ که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است».

در کتاب دینی زرتشتیان اوستا و گات‌ها لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است و قانون نامه ای وجود ندارد که زرتشتیان را ملزم به پوشانیدن سر و موی خود کند.

کوروش نیکنام دارای دکترای فلسفه زرتشت از دانشکده هندوستان و نماینده سابق زرتشیان در مجلس چندین پرسش را پاسخ داده است:

  • آیا در اوستا قانون حجاب برای زن وجود دارد ؟

زن و مرد در تاریخ ایران باستان همواره با پوشش مناسب و زیبا در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و این قانونی در اوستا نیست.

  • در باور زرتشتی حجاب برای بانوان چگونه تعریف شده است ؟

واژه حجاب در فرهنگ واژگان پارسی نیست، اگر پرسش شما در مورد پوشش بانوان است . در ایران باستان زنان ومردان را هیچگاه برهنه نمی بینیم، نسبت به محل زندگی، آب وهوا وشیوه کار و زندگی هر شهر و روستا پوشش‌های گوناگونی وجود داشته که نمونه آن را هم اکنون در پوشش زنان گیلکی، مازندرانی، کرد، لر، بلوچ، بختیاری، اقوام دیگر و زرتشتیان مشاهده می کنیم . از ویژگی هایی که در اینگونه پوشش‌ها به شکل یکسان وجود دارد دو چیز است، نخست اینکه این پوشش‌ها با رنگ‌های طبیعت همگون است یعنی رنگ‌های سرخ، سبز، ارغوانی، زرد ودیگر زنگ‌ها در پوشش آنان بوده وکمتر از رنگ‌های تیره به ویژه سیاه استفاده می شده چون باور داشتند رنگ‌های کبود، افسردگی آور وغم انگیز است . دوم اینکه در همه پوشش‌ها دستان زن و مرد برای انجام کارها به ویژه برای کشاورزی آزاد بود، نمونه پوشش‌ها را در اقوام لر، کرد، بلوچ، گیلکی و... می توان یافت.

  • چرا در هنگام نیایش باید کلاه یا روسری بر سر داشته باشیم ؟

در باور سنتی و گزارش اوستا، هالهٔ از روشنایی به نام خُوَرِنَه (فر) پیرامون تن ِ انسان را فرا گرفته است این هالة نور در انسانهایی که نیکوکار باشند و به خداوند نزدیکتر شوند با شعاع بیشتری همراه است چون این هاله نور، پیرامون سر انسان بیشتر است عقیده بر این است که به هنگام نیایش و برای ایجاد تمرکز حواس به هنگام راز و نیاز با خداوند بایستی سرها پوشیده باشند از سوی دیگر پوشیدن سر به هنگام نیایش هماهنگی در چهره‌ها ایجاد می‌کند و چهرة انسان روحانی تر خواهد بود .

مادها

برپایهٔ پذیرفته‌شده‌ترین نظریهٔ کنونی، آریاییانی که به فلات ایران آمدند، به سه دستهٔ اصلی تقسیم شدند: مادها، پارس‌ها و پارت‌ها. مادها نخستین دودمان ایرانی را در ایران تشکیل دادند. دولت ماد را می توان پیشاهنگ دولت آریایی و دولت بزرگ هخامنشی دانست چه «هووخشتر» دولتهای نیرومند آن زمان یعنی آشور و بابل را ضعیف ساخت و بر ارمنستان و آسیای صغیر تا رود هالیس دست یافت . عیلام، پارس، هیرکانی، طبرستان و باکتری از دولت ماد اطاعت میکردند. این دولت اصول کشورداری قبایل متحد و فنون نوین جنگ را بوجود آورد. چنانکه کوروش بزرگ پس از فتح ماد همدان را که پایتخت دولت ماد بود، مرکز پادشاهی خود قرار داد و پارسیان از آداب و رسوم و حتی طرز پوشاک مادها بهره مند شدند.

کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» دربارهٔ پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجستهٔ برجا مانده می‌گوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. در ادامه دربارهٔ آن نقوش چنین می‌نویسد:«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می‌شوند. به نظر می‌رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده‌اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»

هخامنشیان

به نظر می‌رسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته شده‌اند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی بر می‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»

ویل دورانت دربارهٔ زنان در دوران هخامنشیان می‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش‌هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد.»

همچنین توسط یک هیئت روس در دره پازیریک قطعه فرشی کشف شده است که مراسم مذهبی را ترسیم می کنند که توسط چهار زن جشن گرفته شده است. آنها ایرانی الاصل هستند و لباس هخامنشی به تن دارند. رنگ پوست شخصیت‌ها سفید، چشم هایشان قهوه ای و موهایشان آبی است. در این فرش شباهت لباس زنان با مردان بسیار قابل توجه است، فرضیه ای که توسط هرودوت پیش از این تایید شده است.

اشکانیان

پس از هخامنشیان و تاخت و تاز اسکندر مقدونی به ایران، هنگامی که وضعیت سلوکیان آشفته بود، اشکانیان ایرانی که از پارت‌ها بودند، به حکومت رسیدند. در این دوران که نفوذ ادیان بودایی و مسیحیت از شرق و غرب، آیین زرتشتی را کم‌رنگ نموده بود، زنان ایرانی همچون گذشته دارای حجاب پوشیده‌ای بوده‌اند.

در این باره چنین می‌خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده‌است. پیراهن دیگری داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده‌است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»


درجای دیگر آمده‌است: «چادر زنان اشکانی به رنگ‌های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده‌است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می‌افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می‌پوشانیده‌است.»


درکتاب «پارتیان» نیزآمده‌است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می‌کردند، با شنلی که برافکنده می‌شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می‌آویختند.»

همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا مانده‌است که «ساخته مکنه» نام دارد و سده‌هاست که زنان سنگسری آن را می‌بافند و می‌آرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود می‌بندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان می‌باشد.

در دورهٔ اشکانیان پوشش زنان شامل پیراهن شلوار و در مراسم‌های رسمی و مذهبی همراه با شال بلندی بودهذاست که نمونه‌های آن در مجسمه‌های دورهٔ اشکانیان نمایان است. این مجسمه‌ها بانو اوبال و دخترش را با کلاهی بلند وجواهر نشان همراه با شال بلندی که در پشت آویزان است و گیسوان بافته و جمع سده و پیراهنی دراپه(چیندار به صورت افقی) وشلوار دراپه و جواهرات فراوان نشان می‌دهد که بسیار یادآور پوشش بانوان هندی است.

ساسانیان

در زمان ساسانیان همچون دوران پیش از آن، زنان از چادر به عنوان پوشاک رو استفاده می‌کردند، و در زیر آن پیراهنی می‌پوشیده‌اند.

همچنین در این دوره پوشاندن صورت با نقاب نیز در میان زنان ایرانی وجود داشته‌است. در این باره ماجرایی در تاریخ نقل شده‌است که در اینجا آن را می‌آوریم: «هنگامی که اعراب، شاهزادگان ایرانی(دختران «کسری» از پادشاهان ساسانی) را به همراه اموال بسیار برای فروش (به عنوان برده/کنیز) به نزد عمر برده بودند، عمر فرمان می‌دهد تا نقاب از صورت برکشند تا خریداران با دیدن چهرهٔ آنان پول بیش‌تری بپردازند. در این هنگام شاهزادگان ایرانی که از دستور عمر اطاعت نکرده بودند مشتی بر سینهٔ نمایندهٔ عمر که قصد انجام این کار به زور داشت می‌زنند. عمر که خشمگین شده بود، قصد نمود تا با تازیانه بر آنان بزند، که در این گاه، شاهزادگان ایرانی می‌گریستند. علی ابن ابی طالب که نظاره‌گر ماجرا بود، عمر را به آرامش تشویق کرده و این حدیث را از محمد، پیامبر اسلام نقل نمود: «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید.» پس از این که عمر آرام شده‌بود، علی گفت: «با دختران شاهزاده، نباید معاملهٔ دختران بازاری (کنیزان) کرد».»

 

به امید ایرانی سربلند و اباد


پوشش-زنان-در-ایران-باستان پوشش-زنان-در-ایران-باستان پوشش-زنان-در-ایران-باستان پوشش-زنان-در-ایران-باستان پوشش-زنان-در-ایران-باستان امتیاز : 539 دیدگاه(0)

تاریخ: 26/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 93 نویسنده: طاها

زنان در ایران کهن از نظر حقوق و جایگاه و... در دوران گوناگون، وضع گوناگونی داشتند.

Yellغزنویان (۳۵۱-۵۸۲

زنان در دوران غزنویان حضور اجتماعی و سیاسی کمرنگی داشتند. با وجود اینکه آنان خود ترک بودند، کمرنگ‌تر از دوره‌های بعدی بوده‌است که ازجمله علل آن عدم آمادگی مردم ایران و تأثیرپذیری سلطان‌ها این دوره از قوانین دین اسلام بوده‌است. ازدواج‌های متقابل سیاسی بسیار رایج بوده‌است؛ بدین گونه که فرمانروایان برای آسوده‌خاطرشدن از جانب حاکمان دیگر، خواهر یا دختر یکدیگر را به نکاح خود در می‌آوردند.

در این دوره مهریه‌ها و جهیزیه‌های بسیار مفصل رایج بود. بانوان بطور غیر مستقیم در برخی مسائل سیاسی مانند مساله جانشینی سلطان‌ها و یا بستن پیمان‌های صلح و مانند آن نقش داشتند. از موارد دخالت‌های غیرمستقیم برخی از بانوان درباری از پشت پردهٔ حرمخانه می‌توان به دخالت‌های خواهر سلطان محمود غزنوی برای به قدرت رسیدن سلطان مسعود غزنوی اشاره کرد.

در این دوره حرم‌سراهای حاکمان پر از زنان عقدی، غیرعقدی و کنیزان بود. شماری از آنان که خوشبخت‌تر و خوش‌شانس تر بودند، برای خود مقام و منزلتی داشتند و تشکیلات مستقل و مفصل و خدمتکاران مختلف داشتند.

Yellسلجوقیان (۴۲۹-۵۹۰

در دوره سلجوقیان بانوانی که به سلطنت و حکومت می‌رسیدند و یا آنانی که مستقیم یا غیرمستقیم در کار حکومت شوهر یا فرزندان خود شریک بودند بسیار است.

در این دوره تعصبات مذهبی دوره غزنوی کم شده بود و زنان آزادی بیشتری داشتند. بویژه بانوان ترکی که نزدیکی بیشتری با دربار داشتند. از طرف دیگر شمار بانوان ترک وابسته به قبیلهٔ قنق که سلجوقیان نیز از آن بودند زیاد شد بود و در نتیجه تأثیرات سنت‌های قبیله‌ای ترکان بیشتر شده بود. در این دوره بانوان ترک کم‌کم مقام و جاهی را که در وطن قبلی خود در آسیای میانه داشتند، بدست آوردند و در مواردی برخی از آنان به مقامات مهم‌تری چون سلطانی و حاکمانی رسیدند. در این دوره کم‌کم بانوان از پس پرده بیرون آمدند و موقعیت خود را در اجتماع پیدا کردند و علت اصلی این شرایط مساعد افزایش نفوذپذیری سنت‌های قبیله‌ای و کاهش تظاهر و تعصبات مذهبی بود.

در این دوره با افزایش تسلط ترک‌ها در امور حکومتی، حضور و نقش بانوان ترک در سیاست نیز بیشتر شد.

مشهورترین زن این دوره ترکان خاتون بود که در امور سیاسی کشور دخالت مستقیم داشت و در سلطنت شوهرش با او شریک بود.

از جمله کارهای او دخالت در بر کناری خواجه نظام‌الملک (وزیر معروف ملکشاه) از وزارت بود.

 

Yellمغول

دوران مغول از نظر آزادی و قدر و منزلت بانوان در مقایسه با دوره‌ها دیگر کاملاً استثنائی و بی‌نظیر بود. در واقع در دوره‌های گوناگون تاریخ ایران پس از اسلام زنان هرگز رسما در امور سیاسی کشور مشارکت نداشتند. در سده‌های متمادی این تاریخ، یک دوران استثنایی از این لحاظ وجود دارد. در این دوران تا حدودی دوران برابری زن و مرد بوده‌است. در ایران هیچ‌گاه زن تا اندازه ای دوران توانایی و قدرت نداشته‌اند و در امور حکومت سهیم نبوده‌اند.

همسران و دختران سلطان‌ها مغول از قدرت و احترام بسیاری داشتند و زن اول سلطان مهم‌تر از سایر بانوان دیگر او بود و در کارهای شوهرش نقش داشت. زنان اول سلطان‌ها دست کم یکبار در عمر خود شانس سلطنت داشتند. برای نمونه اگر شوهرش می‌مرد، باید برای تعیین جانشینی او شورایی تشکیل می‌شد و تشریفات تشکیل این شورا لااقل یک سال طول می‌کشید و در آن مدت همسر اول سلطان مطابق قوانین مغول امور حکومت را بر عهده می‌گرفت. گاهی نیز اتفاق می‌افتاد که سلطان بنا به دلائلی مانند بیماری قادر به انجام وظائف نبود و در این شرایط همسر او و یا مادرش امور حکومت را بر عهده می‌گرفت و این شرایط تا حل و رسیدگی موضوع و یا تعیین جانشین دیگر ادامه داشت.

زمانی که سلطان جدید تعیین می‌شد، همسر او که در واقع مادر بزرگ‌ترین فرزند مذکر او بود نیز به عنوان خاتون معرفی شده و تاجی بر سر می‌نهاد. این خاتون‌ها خود درباری مجزا داشتند و هر خاتونی برای دربار خود بودجه مشخصی داشت. غالبا هر خاتون شهر و یا ولایتی داشت که از درآمدش برای دربار خود استفاده می‌کرد. مهمانی‌های خاتون‌ها و شرکت آنان در مجلس سلطان نیز تشریفات خاصی داشت. هر یک از آنان دستگاهی مانند دستگاه حکومتی داشتند که شامل افرادی مانند منشی، معتمد و... بود.

وظیفه اصلی معتمدان سرکشی به ولایت‌های بود که به خاتون آنان اختصاص داده شده بودند، آنان در واقع بر منزل‌ها، دکان‌ها و مزارع و اجاره دادن آنان نظارت داشتند. محافظت از جواهرات و لباس‌های گران‌بهای خاتون‌ها ار وظایف دیگر آنان بود. خاتون‌ها همچنین تعدادی کنیز و غلام و خواجه و تعدادی سپاهی برای محفاظت از دربار او داشتند. هزینه همه این خدمتکاران از خزانه خاتون تأمین می‌شد. با وجوداین مخارج، عایدات بسیاری وارد خزانه خاتون‌ها می‌شد، طوری که حتی مبالغی ذخیره می‌شد. در واقع طی دورهٔ امپراتوری مغول این خاتون‌ها ثروت بسیاری جمع کرده بودند و هر کدام خدم و حشم جداگانه‌ای داشتند.

در این دوره وظیفه اصلی زن در خانواده، فراهم آوردن آسایش شوهر و نظارت بر وضع سلاح و ساز و برگ جنگی او و تأمین آسایش خانواده و کودکان بوده‌است.

بانوان ترک و مغول عموم نجیب و پاکدامن بودند و به رعایت عفت عمومی اهمیت زیادی می‌دادند. بی‌احترامی به عفت عمومی و هتک ناموس از گناهان بزرگ محسوب می‌شد و مجازات‌های سختی داشته‌است. آنان در حقیقت نیازی به پوشاندن روی و موی خود نمی‌دیدند؛ زیرا بنابر رسم آنان این مردان بودند که باید چشم خود را از نگاه به بانوان نامحرم می‌بستند.

مارکوپولو که مدتی در میان قبائل ترک و مغول زندگی کرده و با رسوم آنان از نزدیک آشنا شده بود، می‌نویسد: زنهای تاتار (ترک و مغول) از لحاظ عفت و عصمت و وفاداری و وظیفه‌شناسی در برابر شوهرانشان بی‌نظیرند و مردان نیز نسبت به بانوان خود وفادار و مهربان‌اند؛ از این رو همیشه در خانواده صلح و صفا برقرار است. از دهان بانوان هرگز سخنان زشت شنیده نمی‌شود. پاکدامنی و حجب و حیایشان شایان توجه و قابل تحسین است (سفرنامهٔ مارکوپولو ص ۸۸).

بانوان ترک با مردان در حقوق با آنان برابر و در یک ردیف بودند. در تامین لزومات زندگی زن و مرد با هم تلاش می‌کردند و حتی شاید بانوان در این کوشش نقش پررنگتری داشتند.

این آزادگی در اوضاع بانوان ایران نیز بی‌تأثیر نبود و سبب شد که آنان نیز در صحنهٔ زندگی برای رسیدن به آسایش و رفاه، با مردان مشترکاً تلاش کنند و بانوی حرم تنها وسیلهٔ لذت مردان و یا دستگاهی برای تولید مثل نباشند. در اثر همین تحولات، ارزش و احترام و اهمیت بانوان ایرانی نیز در نزد مردان نسبت به گذشته افزایش یافت.

در این عصر هر زنی برای خود اموال شخصی داشت و چون مغول‌ها بانوان متعدد می‌گرفتند شوهر می‌توانست هر روز در مسکن یکی از بانوان که جدا از یکدیگر بودند به سر برد.

در این دوره مقام زن در میان مردم بیشتر از مقام مرد است و محترم شمرده می‌شد.

بانوان در دوره مغول آزادی کامل داشتند و مذهب خود را خودشان انتخاب می‌کردند. این آزادی تا این حد بود که آنان می‌توانستند دینی غیر از دین شوهر خود داشته باشند. مغولان تعصب دینی نداشتند ولی گاهی سلطان یا شخصیتی تحت تأثیر همسرش و برخلاف مذهب خود دستوراتی در این زمینه صادر می‌کرد که نتایج مهم سیاسی و یا اجتماعی داشته‌است. قدرت و اهمیت زن بیش از همه در طبقات متوسط می‌گشت. در این طبقه نقش زن مهم‌تر و موثرتر از مرد بوده‌است. و در اینجاست که تقریباً به برابری زن با مرد آگاه می‌گردد.

در نزد خان‌ها گذشته از زن اول، چند خاتون دیگر نیز مقام اصلی و بالاتری از دیگر بانوان داشتند که به‌مناسبت زیبائی و یا اهمیت سیاسی در ردیفی بالاتر از دیگران قرار می‌گرفتند.

Yellازدواج در دوران مغول

در دوران مغول آنقدر ازدواج امری مهم بود و حتی مردگان را نیز به عقد هم در می‌آوردند. در این دوره ازدواج آداب و رسوم خاص خود را داشت که ترتیب خاصی که منطبق با مقتضیات و خواست‌های قبیله‌ای بوده‌است. پسران و دختران در قوم مغول خیلی زود ازدواج می‌کردند. در بین سلطان‌ها و بزرگان پس از انجام مراسم عروسی، نامه‌های تهنیت و سپاسگزاری می‌فرستادند. زن یا مرد تنها به ندرت یافت می‌شد. در قوانین ازدواج تلاش می‌کردند تا هر کس بتواند همسری با شرایط گوناگون برای خود بیابد. به‌خصوص ماندن دختر در خانه پدر و به شوهر نرفتن او پسندیده نبود. طوری که سرنوشت هر دختری این است که به مردی داده شود. تعدد زوجات به اندازه‌ای عادی بود که خیلی کم بین بانوان یک مرد مشاجره یا حسادت بروز می‌شد. به‌خصوص که خانه‌های آنان از یکدیگر جدا بود و همه از حقوق برابر برخوردار بودند. نخستین همسر هر مرد بزرگ‌ترین و مهم‌ترین زن او بود و مردان با همه خویشان خود به‌استثنای مادر، خواهر، دختر و عروس می‌توانستند ازدواج کنند. خواستگاری رسومی داشت و هدایائی میانشان رد و بدل می‌شد. جهیز و مهر نیز از راه خاص متداول بود و خان‌ها وسلطان‌ها همچنانکه مالک آب و خاک قلمرو خود بودند، مالک دختران و بانوان ساکن در این قلمرو نیز بودند، و هر دختری را که می‌خواستند مال خود می‌کردند.

Yellجهیزیه در دوران مغول

در دوران مغول جهیزیه بسیار مهم بود. در آغاز دوران حکومت مغول (تا سده ۱۳ میلادی یا ۷ هجری) رسم فرستادن جهیز همراه دختر معمول بود و چگونگی و نوع آن بستگی به زندگی قبیله‌ای داشت و براساس دارایی قبیله و پدر متفاوت بود. بطور کلی ترتیب جهیزیه از این قرار بود که عروس هنگامی که به خانه شوهر می‌رفت زنی وی را همراهی می‌کرد که او را اینجه می‌نامیدند. این زن از آن پس به خانواده داماد تعلق می‌گرفت.

Yellطلاق در دوران مغول

در تمام متون و کتاب‌ها به هیچ موردی که از جدائی زن و مرد مغول با سنت‌های قبیله‌ای اشاره نشده‌است. تنها مارکوپولو در سفرنامه خود اشاره می‌کند که نزد تنگقوت‌ها اگر شوهری ببیند زنی با دیگر بانوان او خوش‌رفتاری نمی‌کند و یا معایب دیگر دارد می‌تواند او را از خانه بیرون کند. فقط در دوره ایلخانی و پس از اسلام آوردن ایشان طلاق نیز معمول گردید.

Yellمهریه

در سنت مغولان و در دوران اولیه حکومت آنان به رسم پرداخت مهریه برمی‌خوریم.

در دوره ایلخانی و پس از رسمی شدن دین اسلام در این سلسله، مهریه نیز متداول شد که در بین سلطان‌ها و شاهزادگان و فرماندهان اندازه آن بسیار زیاد است.


زن-در-ایران-قسمت-1 زن-در-ایران-قسمت-1 زن-در-ایران-قسمت-1 زن-در-ایران-قسمت-1 زن-در-ایران-قسمت-1 امتیاز : 449 دیدگاه(0)

تاریخ: 26/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 105 نویسنده: طاها

وضعیت قانونی و اجتماعی دوره ساسانیان مبنی بر احکام زند و اوستا بود. چند زنی نیز وجود داشت البته در عمل مردان کم بضاعت به طور کلی بیش از یک زن نداشتند. در این دوران رییس خانه (=کدگ خودای) از حق ریاست دودمان بهره‌مند بود.

در بعضی مناطق زنان حایض موجب آلودگی و نجاست محیط به شمار می‌رفتند و دوران قاعدگی خود را به تنهایی در دخمه‌های مخصوصی می‌گذراندند و حق دست زدن به چیزی نداشتند چون تصور می‌شد آن را آلوده می‌کنند


جایگاه-زن-در-ایران-باستان جایگاه-زن-در-ایران-باستان جایگاه-زن-در-ایران-باستان جایگاه-زن-در-ایران-باستان جایگاه-زن-در-ایران-باستان امتیاز : 497 دیدگاه(0)

تاریخ: 26/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 78 نویسنده: طاها

گات‌ها دارای «پنج» بخش است که روی هم به هفده «هات» وابخشیده شده است و چون نگینی در میان «یسنا» نخستین بخش اوستا جای دارد. بخش پنجم گات‌ها که در برگیرندهٔ هات(:فصل) 53 یسنا است، داستان ود(:ازدواج) جوان‌ترین دختر زرتشت «پورو چیست» آورده شده است. داستانی که به چندین هزار سال پیش بر میگردد، از چند دیدگاه دارای ارزش و پیام فراوان است. نخست جایگاه پیوند زناشویی در فرهنگ ایرانی را بازنموده که پایه شکل گیری خانواده است و پی آن شوند بوجود آمدن همبود(:جامعه) سالم و کامروا خواهد شد، و دوم آنکه روشن کنندهٔ حقوق والای یک زن در کیش ایران باستان است. برابر با بندهای گوهربار اوستا زرتشت به دخترش پسری را پیشنهاد می‌کند که پیرو راستی و منش پاک است و روی پیشنهادش هیچ پافشاری نمی کند و او را رها میگذارد که با اندیشهٔ آزاد شوی آینده خویش را گزینش کند. اشو زرتشت به او چنین میگوید:

یسنا 53 بند 3: «و تو ای پورو چیست، ای جوان‌ترین دختر زرتشت از خاندان هچت اسپ، من که پدر تو هستم، (جاماسپ) را که یاور دین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام، اینک برو با خردت مشورت کن و در صورت پسندیدن او، با عشق پاک در انجام وظیفهٔ سپنتای(:مقدس) زناشویی بکوش»

پورو چیست پس از گفتگو با جاماسپ و اندیشیدن ژرف و شناخت، پیوند را می پذیرد و میگوید:

یسنا 53 بند 4: «ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسپ را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را به عنوان شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود میپذیرم. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهرهٔ ما سازد.»

سپس اشو زرتشت در جشن اروسی(:عروسی) پوروچیست برای باشندگان به ویژه نو همسران چنین اندرز داد:

یسنا 53 بند 5: « ای نو اروسان و دامادان روی سخنم با شماست، به اندرزم گوش دهید و گفتارم را به یاد بسپارید و با غیرت در پی زندگانی پاک منشی برآیید. هر یک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیش دستی جوید تا این زندگانی سپند زناشویی را با شادی و خرمی به پایان رسانید.»

این داستان روشن کنندهٔ برابری زن و مرد در همبود گاه چندین هزار سال پیش ایران باستان است. خواست بانوان چه تا آن هنگام که در خانه پدری بوده اند چه پس از ازدواج گرامی بود و آنان آزاد بودند تا خود راه خود را برگزینند. در زمانی که پیرامون ایران زن را کنیز میدانستند و یا زنده به گور میکردند.


زن-در-اوستا زن-در-اوستا زن-در-اوستا زن-در-اوستا زن-در-اوستا امتیاز : 553 دیدگاه(0)

تاریخ: 25/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 76 نویسنده: طاها

Dariush The great Iranian King داریوش بزرگ ( داریوش کبیر ) شاهنشاه قدرتمند و ایران دوست تاریخ

پادشاه ایران دوست و قدرتمند تاریخ 

داریوش بزرگ هخامنشی

من دوست دوستان خود بوده ام , بهترین سوارکار , ماهرترین تیر انداز و پادشاه شکارگر بودم

Darush Great King Of Kings وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی

آخرین گفتار داریوش بزرگ هخامنشی به زبان پارسی

Dariush the Great - Iranian King -iran great Civilization  - King of Kings achaemenid King

آخرین گفتار داریوش بزرگ هخامنشی به زبان انگلیسی

داریوش بزرگ را میتوان به جرات یکی از نوابغ هوشمند و شایسته برای قدرت و زمامداری کشور بزرگ و پرافتخار ایران زمین نامید . در اینجا بر این هستیم تا گوشه ای از اقدامات شگفت انگیز این فرزند پاک ایران و شاهنشاه 28 کشور آسیا را بررسی کنیم و همچنین با اندیشه های پاک این ابر مرد میهن دوست و با اراده تاریخ ایران و جهان که بدون تردید  ادامه دهنده راه کورش بزرگ نیز بوده است , آشنایی بیشتری داشته باشیم . در مرحله نخست این نوشتار باید به همه ایرانیان این نکته را یادآوری کنیم که پسندیده تر آن است که واژه کبیر را برای داریوش هخامنشی به کار نبردند . زیرا شایسته ابر مردی همچون داریوش نیست


داریوش-بزرگ-هخامنشی- داریوش-بزرگ-هخامنشی- داریوش-بزرگ-هخامنشی- داریوش-بزرگ-هخامنشی- داریوش-بزرگ-هخامنشی- امتیاز : 590 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: 25/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 93 نویسنده: طاها

منشور کوروش کبیر با ترجمه به زبانهای
انگلیسی , فرانسوی , آلمانی , اسپانیائی , ایتالیائی و روسی







منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند
.
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقد......


متن-منشور-کوروش-کبیر-به-6-زبان متن-منشور-کوروش-کبیر-به-6-زبان متن-منشور-کوروش-کبیر-به-6-زبان متن-منشور-کوروش-کبیر-به-6-زبان متن-منشور-کوروش-کبیر-به-6-زبان امتیاز : 484 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
شنبه 24 اردیبهشت 1390

مطالب محبوب

شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
سه شنبه 02 فروردین 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390

صفحات مطالب