همرگ انجمنی متفاوت

تاریخ: 16/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 80 نویسنده: طاها

در انتخابات سال ۱۹۳۲ حزب ناسیونال سوسیالیست به رهبری آدولف هیتلر حائز اکثریت آرا شد. در ۱۹۳۳ جمهوری وایمار سقوط کرد. آلمان نازی با حمله به لهستان در اوت ۱۹۳۹، جنگ جهانی دوم را آغاز کرد؛ که با شکست آلمان و متحدانش در ۱۹۴۵ پایان یافت

پس از جنگ، متفقین آلمان را میان خود تقسیم کردند. در سال ۱۹۴۹، جمهوری‌های آلمان شرقی و آلمان غربی شکل گرفتند. آلمان غربی به سرعت به سوی صنعتی شدن حرکت کرد[۵]، و آلمان شرقی برای جلوگیری از فرار مردم به آلمان غربی، دیوار برلین را بنا نهاد.

با فروپاشی شوروی، در آلمان شرقی، اریش هونکر استعفا داد و اگون کرنتس به جای او نشست. کرنتس مرزها را باز کرد و دیوار برلین را تخریب نمود. در آلمان غربی نیز، هلموت کهل صدراعظم وقت، خواستار الحاق دو آلمان شد. در اوت ۱۹۹۰، جمهوری فدرال آلمان با اتحاد دو آلمان رسما اعلام موجودیت کرد.[۵]

یکی از اصلی‌ترین مشکلات آلمان پس از فروپاشی شوروی که کماکان نیز ادامه دارد، فعالیت‌های نژادپرستانه نئونازی‌هاست. از جمله صدراعظمهای اخیر آلمان، می‌توان گرهارد شرودر و آنگلا مرکل را نام برد.


آلمان-نازی,تقسیم-آلمان,اتحاد-دو-آلمان آلمان-نازی,تقسیم-آلمان,اتحاد-دو-آلمان آلمان-نازی,تقسیم-آلمان,اتحاد-دو-آلمان آلمان-نازی,تقسیم-آلمان,اتحاد-دو-آلمان آلمان-نازی,تقسیم-آلمان,اتحاد-دو-آلمان امتیاز : 366 دیدگاه(0)

تاریخ: 16/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 83 نویسنده: طاها

ژرمن‌ها در دوران باستان آمیزه ناهمگونی از قبایل بودند که اروپا را در محدوده میان رودخانه‌های راین و ویستولا و میان رود دانوب و دریای شمال و دریای بالتیک اشغال می‌کردند. رومیان برای شناسایی این اقوام صفت گرمانوس (به لاتین: germanus) را به کار می‌بردند (که مشتق شده از germen به معنی اولاد است) و در لاتین به معنای به وجود آمده از یک پدر و مادر است و شاید در اطلاق این نام به ژرمن‌ها سازمان خویشاوندی قبایل توتون مد نظر بوده‌است.[۲] با تصرف سرزمین گل (۵۱ قبل از میلاد) در غرب اروپا توسط ژولیوس سزار امپراتور وقت روم، جنگ‌های میان ژرمن‌ها و رومیان در کرانه‌های رود راین برای اولین بار به وقوع پیوست. این جنگ‌ها در آغاز با پیروزی نیروهای رومی همراه بود ولی نیروهای رومی هرگز درصدد اشغال دایمی مناطق آنسوی رود راین برنیامدند و این رودخانه همواره از سوی رومیان به عنوان مرز ایده آل امپراتوری روم و ژرمن‌ها شناخته می‌شد.[۳]

درگیریهای خونین قبایل ژرمن و رومیان در سال ۳۷۸ میلادی و با وقوع جنگ ادرنه به صورت برگشت ناپذیری به نفع اقوام ژرمن رقم خورد. این جنگ به عنوان یکی از تعیین کننده‌ترین جنگ‌های تاریخ شناخته می‌شود که در آن لژیون‌های پیاده رومی به دست سواره نظام گوتی (از قبایل ژرمن) شکست خوردند. پس از این جنگ به علت نمایش تفوق بزرگ سواره نظام؛ لژیون‌های پیاده رومی دیگر هرگز تشکیل نشدند. از آنجا که رومیان سواره نظام ناچیزی داشتند در دوران پس از این جنگ عمدتا از مزدوران ژرمن یا هون به عنوان سواره نظام استفاده می‌کردند و در نتیجه وضعیت نظامی در روم دستخوش تغییرات بزرگ و تعیین کننده‌ای گشت. در نهایت در سال ۴۰۶ میلادی ائتلافی از قبایل ژرمن که عمدتا از مارکومان‌ها، کوادها، وندال‌های بالا رونده و وندال‌های پایین رونده تشکیل می‌شدند از راین گذشتند و با اشغال فرانسه موجبات تجزیه امپراتوری روم را فراهم کردند.

این دوران مقارن است با هجوم هون‌ها به رهبری آتیلا به سرزمین‌های ژرمن‌ها (۴۳۳-۴۵۳) که موجب درگیری هون‌ها از یک سو و قبایل ژرمن و روم شرقی و روم غربی از سوی دیگر بود. در نهایت در سال ۴۵۴ میلادی و به دنبال مرگ آتیلا، ژرمن‌ها به رهبری ژپیدها توانستند هون‌ها را شکست دهند.


آلمان-باستان آلمان-باستان آلمان-باستان آلمان-باستان آلمان-باستان امتیاز : 350 دیدگاه(0)

تاریخ: 14/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 91 نویسنده: طاها
شاهنامه-افسانه-نیست-تاریخ-است شاهنامه-افسانه-نیست-تاریخ-است شاهنامه-افسانه-نیست-تاریخ-است شاهنامه-افسانه-نیست-تاریخ-است شاهنامه-افسانه-نیست-تاریخ-است امتیاز : 455 دیدگاه(0)

تاریخ: 04/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 89 نویسنده: طاها

مدیر یک مؤسسه پژوهشی آمریکایی ادعا کرد که کشورهای اروپایی از جمله آلمان نقش کلیدی در جنگ احتمالی با ایران بر عهده خواهند داشت.

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، "دنیس روس"، مدیر مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن و رییس موسسه برنامه ریزی سیاسی جامعه یهودیان در گفت و گو با روزنامه آلمانی "برلینر مورگن پست" اظهار داشت: "بخش عمده نخبگان سیاسی و نظامی اسرائیل خواهان توقف برنامه هسته ای ایران از طریق دیپلماتیک یا ابزارهای دیگر هستند."

وی بر لزوم اعمال تحریم ها علیه ایران پیش از توسل به اقدامات نظامی تاکید کرد و گفت: "اروپایی ها به ويژه آلمان و ایتالیا که هنوز از نظر مالی به ایران کمک می کنند نقش کلیدی در جنگ احتمالی علیه ایران بر عهده خواهند داشت."

این مقام تندروی آمریکایی همچنین با حمایت آشکار از اسرائیل اظهار داشت: "مسؤولان اسرائیلی باید به کشورهای اروپایی بروند و به آنها بگویند که ما (اسرائیلی ها) قادر به زندگی در کنار یک ایران هسته ای نیستیم."

"روس" همچنین به نقش عربستان اشاره کرد و افزود: "سعودی ها می توانند از نفوذ اقتصادی خود برای تاثیرگذاری بر تصمیمات بانک ها و دولت های اروپایی در جهت ترغیب ایران به ادامه مذاکرات استفاده کنند."

گفتنی است "روس" فعالیت سیاسی خود را در سال 1981 به عنوان مدیر برنامه ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا آغاز کرد و هم اکنون ریاست موسسه خاور نزدیک واشنگتن را بر عهده دارد.


آلمان-و-ایتالیا-نقش-کلیدی-در-جنگ-با-ایران-دارند- آلمان-و-ایتالیا-نقش-کلیدی-در-جنگ-با-ایران-دارند- آلمان-و-ایتالیا-نقش-کلیدی-در-جنگ-با-ایران-دارند- آلمان-و-ایتالیا-نقش-کلیدی-در-جنگ-با-ایران-دارند- آلمان-و-ایتالیا-نقش-کلیدی-در-جنگ-با-ایران-دارند- امتیاز : 465 دیدگاه(0)

تاریخ: 04/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 97 نویسنده: طاها

جنگ های ایران و یونان زمانی آغاز شد که کوروش کبیر، شاهنشاه امپراتوری ایران در ۵۵۰ ق م آسیای صغیر را تسخیر و کشور شهر های یونانی را وادار به پرداخت خراج کرد. کشور شهر میلتوس شورش ناموفقی را علیه ایران در ۴۹۹ ق م آغاز کرد. آتن برای حمایت از میلتوس ناوگانی را به آناتولی فرستاد و بعضی از شهر های ایرانی را به آتش کشید.

داریوش در ۴۹۰ ق م برای تلافی به یونان حمله کرد و این جنگ که در صحرای ماراتن صورت گرفت نتیجه ای بسیار غیر قابل انتظار داشت. گروهی کوچک از سربازان یونانی توانست ارتش ایران را شکست دهد. فیدیپیس، تند رو ترین دونده یونانی خبر پیروزی را به آتن رساند. دوان دوان به شهر رسید و با نفسی بریده گفت: [ شادی کنید، ما پیروز شدیم ] و جان داد.

ایرانیان باز هم در ۴۸۰ ق م به یونان یورش بردند. این بار خشایار شاه امپراتور ایران شخصا در میدان حضور داشت و ارتش را فرماندهی می کرد. ارتش ایران با گروهی کوچک از اسپارتیان در ترموپلای با هم به نبرد پرداختند. جنگاوری اسپارتی با دیدن سپاه ایران فریاد زد: [ عالی است، اگر ایرانیان با تیرهایشان خورشید را تیره سازند، خواهی توانست در سایه آن بجنگیم. ]. اما این بار ایرانیان آنها را شکست دادند و همه را کشتند و به سوی آتن پیشروی کردند.

یونانیان با نقشه ای زیرکانه آتن را تخلیه کردند. آتن بدون مقاومت تسلیم شد. ارتش ایران آتن را به آتش کشید. در این زمان ناوهای یونانی ناوگان ایران را در تنگه سالامیس به دام انداختند و جنگ تن به تن آغاز شد. خشایار شاه سوار بر تخت عظیمش این صحنه را می دید. در نهایت ناوگان ایران شکست خورد و بازگشتند. سال بعد نیروهای یونانی بازمانده ارتش ایران در دشت پلاتئا را هم شکست دادند. نبرد های دریایی ایران و یونان تا سال ۴۴۶ ق م ادامه داشت


جنگ-با-یونان جنگ-با-یونان جنگ-با-یونان جنگ-با-یونان جنگ-با-یونان امتیاز : 526 دیدگاه(0)

تاریخ: 04/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 76 نویسنده: طاها

«ماراتن»: Marathon در اصل نام دهكده اى است در يونان و در آن محل بود كه يونانيها بر ايرانيان فاتح آمدند، در ۴۹۰ قبل از ميلاد نخستين كسى كه خبر اين فتح را از آن دهكده به آتن برد قهرمان شناخته شد و هم اكنون به ياد او و آن واقعه است كه دو ماراتن از بازيهاى اساسى المپيك است و آن وقت كداميك از ما مى دانيم كه «آريابرزن» كه بود و در تنگ تكاب فارس يا نمى دانم در كجاى ديگر مى توانست باشد. در مقابل اسكندر و سربازانش چه رشادتها كرد و چه جانبازيها.
با اين مقدمه كوتاه، اكنون به علل و تشريح اين نبرد مى پردازيم كه به باور مورخان غربى اولين نبرد سرنوشت ساز تاريخ بشر است.
۱ـ علل جنگ و استعداد دو طرف متخاصم
الف ـ علل جنگ :
آتش زدن سارد(۱) به دست يونانيها موجب شد كه به امر داريوش بزرگ، ارتش ايران براى سركوب شورشيان به محل اعزام شود. پس از فرونشاندن شورش، نيروهاى ايران به فرماندهى «مردونيه» براى دفع بقيه شورش آسياى صغير به حركت درآيند. در اين لشكركشى مردونيه توانست سلطه ايران را براى بار دوم در «تراكيه» (۲)فراهم سازد و سپس براى ارضاى خاطر يونانيها با تأسيس حكومت ملى در مناطق تسخير شده موافقت نموده و در نتيجه پادشاه مقدونيه را وادار ساخت كه مانند گذشته از ايران اطاعت نمايد. مردونيه پس از اين اقدامات احضار شد و ادامه برنامه جنگى وى برحسب دستور داريوش به «داتيس» و «آرتافرن» Artafren محول گرديد. داتيس با ششصد كشتى* كه در اختيار داشت از راه دريا به سوى آتن روانه گرديد. نيروهاى ايران در اين پيشروى با پياده شدن در «اريتره»(۳) با سپاه «اريتره» كه از مهمترين مردان جنگى يونان بودند، جنگيدند و پس از سه روز آنان را از پاى درآوردند، سپس اهالى اين شهر را به علت شركت در طغيان يونانيهاى آسيا و حمله به شهر سارد و تخريب معبد آن سركوب نمودند و عده زيادى از آنان را اسير كردند و به شوش فرستادند. ناوگان دريايى ايران سپس به طرف شبه جزيره «آتيك»(۴) كه آتن مركز آن بود به حركت درآمدند. در تمامى اين مراحل «هيپ پياس» Hippias فرمانرواى مخلوع آتن همراه سپاهيان ايران بود و براى اينكه مجدداً به حكومت آتن انتخاب شود موجبات ادامه جنگ با يونان را فراهم ساخت. همچنان كه براى شروع جنگ اصلى ايران و يونان نيز سپاهيان ايران را به سوى دشت ماراتن براى جنگ راهنمايى نمود.
ب ـ استعداد دو طرف متخاصم :
بنا به نوشته «كرنليوس» (۵) عده پياده نظام ايران در اين جنگ ۲۰۰‎/۰۰۰ نفر بوده كه بر اين عده، تعداد ۱۰‎/۰۰۰ نفر سواره نظام نيز اضافه شده است. مورخ ديگرى به نام «يوستينوس» (۶) تعداد كل نيروهاى ايران را در اين جنگ ۶۰۰‎/۰۰۰ نفر ذكر نموده است. «ادواردماير» متخصص تاريخ عهد قديم، سپاهيان ايران را مجموعاً از پياده وسواره ۲۰‎/۰۰۰نفر بيان نموده است . سلاح ايرانيان در اين جنگ تير و كمان و سپر بود، به استثناى سپاه جاويدان كه داراى اسلحه دفاعى بودند، بقيه به چنين اسلحه اى مجهز نبودند. مورخان استعداد يونانيها را در اين جنگ ۱۱‎/۰۰۰ ذكر نموده اند. (۷)
۲ ـ شرح عمليات Philippides:
آتنيها زمانى از لشكركشى ايرانيان به يونان آگاه شدند كه «داتيس» به « اريتره» تك نمود. آنان توسط «فيليپ پيد» دونده مشهور و تندرو، پيامى براى اسپارتى ها فرستادند و درخواست كمك فورى نمودند و خود نيز آماده نبرد شدند. اسپارتى ها پيام فرستادند كه به آنان كمك خواهند كرد، اما به علت جشن هاى مذهبى اين كمك حدود دو هفته به تأخير خواهدافتاد. تقريباً در همان موقع به آتنى ها خبر رسيد كه ايرانيان در حدود ۴۰ كيلومترى ماراتن در حال پياده شدن به ساحل هستند. آتنى ها با حدود ۹۰۰۰ نفر (هپليت: (Hoplites پياده نظام سنگين اسلحه و تعداد كمى نيروهاى سبك اسلحه به بلنديهاى مشرف به دريا پيشروى نمودند و پياده شدن نيروهاى ايران را نظاره كردند. آنان مى توانستنداز همين محل پيشروى نيروهاى ايران را از معبر باريكى كه به آتن ختم مى شود، سد نمايند. بزودى تعداد كمى از نيروهاى شهر پلاته به آنها پيوستند. فرماندهى آتنى ها را در اين نبرد «كالى ماك» به عهده داشت و ده سردار ديگر آتنى تحت فرماندهى او بودند كه محتشم ترين و با تجربه ترين آنها «ميليتار» (۸) بود. ظاهراً ايرانيان فهميدند كه بسيارى از آتنى ها از ترس شكست و انهدام شهرشان آماده تسليم هستند. ايرانيان بدين منظور در خليج ماراتن پياده شده بودند كه آتنى ها را از شهرشان به اين سمت بكشانند. پس از پياده شدن بخشى از نيروهاى ايران، «آرتا فرن» با نيمى از سپاه ايران سوار بر كشتى شده و به سمت «آتيك » و آتن حركت نمودند در حالى كه «داتيس» و بقيه سپاه ايران (احتمالاً ۲۰۰۰۰ نفر) در ساحل توقف نمودند تا آتنى ها را از هر گونه حركتى بازدارند. «ميليتار» طرح جنگى ايرانيان را حدس زد و اصرار نمود كه بلافاصله به نيروهاى ايران تك شود. پس از تشكيل يك شوراى جنگى پرشور «كالى ماك» به پشتيبانى از طرح جسورانه «ميليتار» رأى داد و فرماندهى فرد را به او تفويض نمود. بلافاصله نيروهاى آتنى و اهالى پلاته از ارتفاعات فرود آمدند و درفاصله هشت استاد (راست و برابر ۱۴۷۲ متر) و به روايتى يك مايل از سپاه ايران آرايش رزمى گرفتند. در اين آرايش تاكتيكى، آتنى ها در جناح راست و اهالى پلاته در جناح چپ مستقر گرديدند… «ميليتار» جبهه يونانى ها را طورى گسترش داد كه جناحين نيروهاى متكى به دو رودخانه كوچكى گرديد كه به دريا جريان داشتند. اين كار موجب گرديد كه مركز آتنى ها ضعيف (۱۲ رديف سرباز در عمق) و در مقابل سوار نظام ايران ضعيف و آسيب پذير گردد. اما «ميليتار» جناحين نيروهايش را با عمق كانال فالانژ يعنى ۱۶ رديف آرايش داد. نتيجه اين آرايش آن بود كه جناحين او قوى و به وسيله خط ضعيفى در مركز جبهه به يكديگر متصل مى گرديدند.
پس از اين آرايش، آتنى ها اقدام به تعرض نمودند و دوان دوان به سوى سپاهيان ايران يورش بردند. ايرانيان از اين نوع شيوه كارزار كه عده اى بدون ترس و محابا به سوى آنان مى دوند دچار بهت و حيرت شدند و پنداشتند كه آتنى ها (يونانى ها) ديوانه شده اند. همين كه سربازان آتنى مقابل ايرانيان رسيدند جنگى سخت و خونين آغاز گرديد. در ابتداى عمليات ايرانيان به سهولت مركز آرايش يونانيها را به عقب راندند، درحالى كه فالانژهاى سنگين اسلحه در جناحين، جناحين نيروهاى ايران را به عقب راندند. در اين مورد مورخان اختلاف عقيده دارند كه آيا اين عمل يونانيها برابر طرح انجام شده و يا بطور اتفاقى رخ داده است. با غلبه يونانيها در جناحين، مركز آرايش ايران نيز به عقب آمده و به فرمان «داتيس» نيروهاى ايران به طرف ساحل عقب نشينى نمودند. يونانيها، نيروهاى ايران را تا ساحل تعقيب نمودند ولى نتوانستند از سوار شدن آنان بر كشتى جلوگيرى نمايند.»
۳ـ نتيجه عمليات :
بنا به نوشته «هرودوت» ايرانيان در اين نبرد متحمل ۶۴۰۰ نفر تلفات گرديدند و هفت كشتى خود را از دست دادند. تلفات يونانيها فقط ۱۹۲ نفر كشته بود كه «كالى ماك» و تعدادى از سرداران يونانى از جمله آنان بودند. اكنون «ميليتار» به سرعت نيروهاى خود را به سمت آتن راند. او اميدوار بود بشارت اين پيروزى نيروهاى متزلزل يونانى را در آتن وادار به مقاومت نمايد تا ارتش يونان فرا رسد. ازاين رو او « فيليپ پيد» دونده مشهور را براى ارسال اين پيام به آتن اعزام نمود. هنگامى كه ارتش يونان به آتن رسيد، نيروهاى ايران در حال نزديك شدن به ساحل براى پياده كردن نيروها بودند. ايرانيان با مشاهده ارتش يونان دريافتند كه خيلى دير كرده اند. ازاين رو «آرتافرن» از پياده نمودن نيروهاى ايران خوددارى نمود. سرانجام نيروهاى ايران پس از مدتى توقف در سواحل يونان با ۵۹۳ كشتى باقيمانده به آسيا مراجعت نمودند. تا نبرد ماراتن تصور مى شد كه ايرانيان شكست ناپذيرند. پيروزى يونانى ها دراين جنگ الهام بخش آنان درجنگهاى آينده با ايرانيان وعقب راندن نيروى عظيم و هراس انگيز چهار ميليونى (۱۱) خشايارشا وشكست بعدى سپاهيان ايران بود.
۴ ـ ديدگاه مورخان درباره نبرد ماراتن :
الف ـ نبرد ماراتن (ماراتون) يكى از قاطع ترين و سرنوشت سازترين محاربات بشر است . دراين جدال اگر سپاه عظيم وقدرتمند ايران فاتح مى شد، چه بسا كه تمدن غرب هرگز گسترش وتكامل نمى يافت وبه جاى آن حكومتى مستبد ونيمه شرقى ، نظارت جهان را به عهده مى گرفت. اما يونانيها كه در پيشاپيش سپاه آنان، نيروى دموكراتيك آتن به پيش مى رفت، پيروز گشت و در اثر اين پيروزى توانست تمدن درخشان خود را از تباهى وفنامحفوظ دارد ومهمتر از آن انديشه آزادى ودموكراسى را درعالم محفوظ بدارد».(۱۲)
ب ـ نى بور : Niebuhr مى گويد: «نوشته هاى يونانيها درباره نبرد ماراتن وجنگهاى ديگر ايران با يونان به شعر وافسانه گويى و داستان سرايى از تاريخ نويسى شبيه تر است. آنچه به نظر مى رسد اين است كه سپاه ايران در دشت ماراتن دچار شكست نشده است، بدين معنى چون «داتيس » فرمانده سپاه ايران متوجه شد كه ميدان عمل وباريك بودن عرض ميدان نبرد مانع از كاربرد سواره نظام است ، ناچار شد كه فرمان عقب نشينى صادر نمايد. «هرودوت » صدور فرمان عقب نشينى را به منزله شكست سپاهيان ايران قلمداد كرده است». (۱۳)
پ ـ ناپلئون كه وقايع نبردهاى ايران را به استناد نوشته هاى هرودوت و ساير منابع يونانى مطالعه نموده است ، در يادداشت هاى خود چنين مى نويسد: در باب فتوحاتى كه يونانيها به خود نسبت مى دهند وشكست هايى كه براى ايرانيان قائلند ، نبايد فراموش كرد كه اين گفته ها تماماً از يونانى ها است و گزاف گويى و لافزنى آنان نيز مسلم مى باشد. از طرف ايرانيان نيز نوشته هايى به دست نيامده تا بتوان اين نوشته ها را با گفته هاى يوناينها مقايسه كرد ونتيجه را بر مبناى قضاوت قرار داد.(۱۴)
ت ـ اما جالب ترين اظهارنظر ، نتايج توأم با تحقيقات علمى «هانس ولبروك» (۱۵)مورخ آلمانى است. او دراين باره مى نويسد: ارتش يونان در ماراتن از سربازان پياده سنگين اسلحه تركيب شده بود و تشكيل فالانژ ابتدايى رامى داد كه قابليت مانور آن محدود به تغيير مكان بطور بطئى به سمت جلو بود. اين ارتش مواجه با ارتشى بود كه از لحاظ استعداد كمتر ولى از كمانداران و سواره نظامى كه آموزش عالى داشتند، تركيب شده بود. «هرودوت» نوشته است كه يونانيها با حمله و پيشروى ۴۸۰۰ قدم در وسط دشت ماراتن وخرد نمودن مركز جبهه ايرانيان فاتح شدند. «ولبروك» خاطرنشان ساخت كه اين عمل از لحاظ فيزيكى غيرممكن است. طبق آيين نامه هاى نظامى مشق صف جمع ارتش آلمان، سرباز با تجهيزات كامل مى تواند فقط در دقيقه تقريباً ۱۰۸۰ تا ۱۱۵۰ قدم بدود. اسلحه آتنى ها از سربازان كنونى آلمان سبكتر نبود و دو نقص كلى هم داشتند. يكى اينكه آنان سربازان حرفه اى نبودند بلكه مردمان غيرنظامى بودند. ديگر اينكه سن غالب آنان از حد مجاز در ارتش هاى نوين تجاوز نمى كرد. به علاوه «فالانژ» يك دسته از سربازان مجتمع و فشرده به هم بود كه نمى توانست همه نوع حركات سريع را انجام دهد يا حمله از دور به چنين واحدى فالانژ را به يك توده بدون سازمان تبديل نموده و ممكن بود توسط سربازان حرفه اى ارتش ايران بدون اشكال از بين بروند. تاكتيكى كه توسط هرودوت تشريح شده بود آشكارا غيرممكن بود. بيشتر اين علت كه فالانژ يونانى ها در مصاف در زمين باز در پهلو ضعيف وبد و ممكن بود به وسيله سواره نظام محاصره شود. به نظر «دلبروك» آشكار بود كه نبرد ماراتن در خود دشت به وقوع نپيوسته است بلكه در يك دوره كوچك در جنوب شرقى و در جايى زد وخورد شده است كه ارتفاعات و جنگل يونانيها را از حركات محاصره اى محفوظ داشته است. به نظر مى رسد موضع دره «وارنا» يگانه موضع ممكن بود. به علاوه اين موضوع به يگانه راه آتن تسلط داشت. براى رسيدن به شهر آتن ايرانيان مجبور بودند نيروهاى «ميليتار» را از بين ببرند و يا آنكه از جنگ دست بكشند وايرانيان شق اول را انتخاب نمودند. پس تنها توضيح منطقى فرد اين است كه ايرانيان با وجود كمى تعداد و عدم توانايى به كار بستن تاكتيك محاصره اى جنگ را آغاز نمودند و «ميليتار» در لحظه بحرانى وضع دفاعى را به حالت تعرض درآورده است. «ولبروك» در خاتمه مى نويسد: دشت ماراتن به قدرى كوچك است كه تقريباً ۵۰ سال پيش يك افسر ستاد ارتش آلمان كه آنجا را بازديد نموده بود، با تحير نوشت كه براى يك تيپ پروسى (آلمانى) جاى كافى براى انجام تمرينات ندارد.(۱۶)
۵ ـ ختم نوشتار :
اكثر مورخان غربى، بسيارى از وقايع جنگى ايران را با سفسطه و ذكر ارقام وروايات نادرست ثبت كرده اند. مثلاً در مورد نبرد ماراتن كه داريوش شخصاً در آن حضور نداشت و ايرانيان حتى يك نفر اسير نداده اند، آنچنان اغراق نموده و خاطره آن را گرامى مى دارند كه نام يكى از ورزش هاى دو و ميدانى المپيك را ماراتن نهاده اند.آنها براى اينكه به غرور ملى شان لطمه نخورد، از افتخارات جنگى ايرانيان مثلاً نبرد كاره: ۵۳ پيش از ميلاد كه به شكست فاحش روميها از اشكانيان منجر گرديد، چيزى نمى نويسند. «آلبرماله فرانسوى» و «ژول ايزاك» در تاريخ مفصل خود براى شكست ايرانيان در دشت ماراتن سه صفحه از جلد يكم تاريخ خود را به آن اختصاص داده اند، در صورتيكه براى شكست كراسوس از «سورنا» سردار اشكانى حتى يك سطر هم مطلب ننوشته اند. آيا عوامل بخصوصى در كار نبوده است كه تا ممكن باشد افتخارات تاريخى ما راتحريف نمايند؟ قطعاً بلى. كما اينكه ويل دورانت در كتاب يازده جلدى تاريخ تمدن (جلد ۶) در مورد سقوط قسطنطنيه به دست تركان عثمانى در نگرشى رندانه چنين مى نويسد سلطان محمدفاتح با تصرف قسطنطنيه (استانبول فعلى) نه تنها انتقام جنگهاى صليبى بلكه انتقام نبرد مارتن را هم بازستاند. نوشتار را با سؤالى به پايان مى بريم. آيا نبايد «آريابرزن » در برابر يونانيها سرافكنده باشد؟ او در تنگ تكاب همان كارى را كرد كه «لئونيداس» در مقابل خشايارشا در تنگه «ترموپيل »كرد. با اين تفاوت كه لئونيداس تزلزل روحى شكست هاى پى در پى سپاه كشورش را ندانست وروحيه او و افرادش ضعيف نشده بود. اما «آريابرزن» شاهد شكست هاى پى در پى كشورش در نبردهاى «گرانيك» ، «ايسوس» و «اربل» (اربيل كنونى در عراق) يا «كوكل» بود. اسكندر مقدونى با سپاه فاتح خود تمام غرب كشورش ، و متصرفات آفريقايى سرزمينش رافتح كرده بود و...
«آريا برزن» در برابر «لئونيداس» سرافكنده است ، نه براى اينكه كارش كمتر از او بود، بلكه براى آنكه لئونيداس بازماندگانى قدرشناس داشت كه نامش را بلندآوازه كنند و كارش ضرب المثل دليرى و فداكارى شود. ولى آريابرزن را چه بسيارى از هموطنانش كه نمى شناسند.
در پايان نگارنده اين سطور اميدوار است كه اين پژوهش كوتاه موجب آگاهى بيشتر خوانندگان ارجمند از حقايق اين نبرد تاريخى گرديده و اين تحريف تاريخى كه به غلط در اذهان هموطنان بويژه نوجوانان ما نقش بسته است را روشن سازد.
* عمدتاً از كشتى هاى نوع «ترى رم»


جنگ-ماراتن-نبرد-داريوش-کبیر-با-يونان- جنگ-ماراتن-نبرد-داريوش-کبیر-با-يونان- جنگ-ماراتن-نبرد-داريوش-کبیر-با-يونان- جنگ-ماراتن-نبرد-داريوش-کبیر-با-يونان- جنگ-ماراتن-نبرد-داريوش-کبیر-با-يونان- امتیاز : 479 دیدگاه(0)

تاریخ: 03/01/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 88 نویسنده: طاها

اینک من از دنیا می‌روم و 25 کشور جزو امپراتوری ایران است. در همه این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها گرامی هستند و مردم کشورها نیز در ایران محترمند.

جانشین من خشایارشاه باید مانندمثل من در نگه داری این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها آن است که در كارهای داخلی آنها مداخله نکند و كیش و ایین های آنها را گرامی بشمارد.

صندوق ذخیره
اکنون که من از گیتی می‌روم تو 12 کرور در‌یک زر در خزانه پادشاهی داری و این زر یکی از ارکان قدرت توست زیرا توانایی پادشاه تنها به شمشیر نیست بلکه به پول نیز است.

البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی. من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، بلکه قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد، پس پیوسته وسایل رضایت‌خاطرش را فراهم کن.

آینده‌نگری
 سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از10 سنگ ساخته می‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن به‌وجود نمی‌آیند و غله در این انبارها چند سال می‌ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید به‌دست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این‌ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.


باندبازی هرگز
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای كشوری نگمار و برای آنها همان دوست بودن با تو بس است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای كشورداری بگماری و آنان به مردم ستم کنند ، نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی.


سازندگی
آبراهی که من می‌خواستم میان رود نیل و دریای سرخ بسازم هنوز به پایان نرسیده و به پایان رساندن این آبراه از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن آبراه  را به پایان برسانی و عوارض گذر کشتی‌ها از آن آبراه نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی‌ها ترجیح بدهند که از آن مگذرند.

توانگری
اکنون من سپاهی به سوی مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش توانمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران توانا است مرتکبان فجایع را تنبیه کند.


دروغ هرگز
پند دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و چاپلوس را به خود راه نده، چون هر دو آنها آفت پادشاهی هستند و همواره دروغگو را از خود دورنما.



زورگویی هرگز
هرگز عمال دیوان را بر مردم چیره نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم چیره نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را نگاه داری عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.



گرامی داشتن نظامیان
افسران و سربازان ارتش را خوشنود نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن. اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می‌گذارند و تسلیم می‌شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند.


كار آموزش را که من آغاز کردم ادامه بده و بگذار مردم  تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و خرد آنها بیشتر شود و هرچه فهم و خرد آنها بیشتر شود تو بااطمینان بیشتری می‌توانیپادشاهی کنی.



دینداری و مدارا
هموارهپیرو کیش‌ یزدان‌پرستی باش، اما هیچ گاه مردم راوادار نکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته و همیشه به یاد داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میخواهد پیروی کند.



پند‌آموزی
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم. تن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده‌ام بر من به بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در گور بگذار. اماگور را که موجود است مسدود نکن تا هرگاه که می‌توانی درون گور بیایی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی، که من پدر تو پادشاهی توانمند بودم و بر 25 کشور پادشاهی می‌کردم، مردم و تو نیز مانند من خواهی مرد.


زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه 25 کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ‌کس در آن جهان نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که فرصت به‌دست می‌آوری درون گور من آیی و تابوت را ببینی، غرور و خودخواهی بر تو چیره نخواهد شد، اما هنگامی كه مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو گور مرا ببندند و وصیت کن که پسرت گور تو را باز نگه دارد تا بتواند تابوت تن تو را ببیند.


داوری بی‌طرف
زنهار زنهار، هرگز هم مدعی و هم داور نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک داور بی‌طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند. زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ستم خواهد کرد.

آبادانی، داد، گذشت
هرگز از آباد کردن دست برندار. زیرا اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی‌شود به طرف ویرانی می‌رود. در آباد کردن، حفركاریز و ساخت جاده و شهرسازی را در رده نخست قرار بده.


بخشش و سخاوت را فراموش نکن و بدانپس از عدالت برجسته‌ترین صفت پادشاهان بخشندگی است ولی بخشش باید تنها هنگامی به‌کار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را ببخشی،ستم کرده‌ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده‌ای.


بیش از این چیزی نمی‌گویم، این سخنان را با حضور کسانی که جز از تو در اینجا حاضر هستند، گفتم تا اینکه بدانند پیش از مرگ من این پند ها را دادم. اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می‌کنم مرگم نزدیک شده است.


سخنان-داریوش-بزرگ-پیش-از-مرگش-به-خشایارشا سخنان-داریوش-بزرگ-پیش-از-مرگش-به-خشایارشا سخنان-داریوش-بزرگ-پیش-از-مرگش-به-خشایارشا سخنان-داریوش-بزرگ-پیش-از-مرگش-به-خشایارشا سخنان-داریوش-بزرگ-پیش-از-مرگش-به-خشایارشا امتیاز : 405 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
شنبه 24 اردیبهشت 1390

مطالب محبوب

شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
سه شنبه 02 فروردین 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390

صفحات مطالب