همرگ انجمنی متفاوت

تاریخ: 08/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 78 نویسنده: طاها

باستان

پروفسور ولادیمیر مینورسکی خاورشناس و اسلام شناس روسی، بر این باور است که زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است. چنانکه که وی در این رابطه می گوید:

«اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳). »

این نظریه بعدها توسط ایلیا گرشویچ دیگر زبانشناس روسی بسط داده شد و وی اولین مدارک زبان شناختی را برای اثبات ریشه مادی زبان کردی مطرح کرد.

جان لیمبرت خاورشناس آمریکایی٬ نیز معتقد است که مادها از اجداد کردها می باشند.

همچنین پروفسور گرنوت وینفور زبانشناس آلمانی، نیز اعتقاد دارد که اکثریت کسانی که امروزه به زبان کردی سخن می گویند به احتمال زیاد سابقا از متکلمان به گویش‌های زبان مادی بوده اند.

از سویی دیگر این نظریه در میان برخی زبانشناسان و خاورشناسان با مخالفت هایی روبرو شد. پروفسور مکنزی بر این باور است که زبان کردی با زبان مادی از یک ریشه نیستند بلکه زبان کردی دارای عناصر قوی زبانهای جنوب غربی ایرانی (پارسی باستان) نیز می‌باشد و از این رو هرگونه وابستگی میان زبان‌های کردی و مادی را رد می کند.

کارنیگ آساطریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد

تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، بر این باور است که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت. اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است.

دانشنامه ایرانیکا معتقد است که با توجه به پژوهش‌های صورت گرفته هیچ‌یک از زبان‌های باستانی مستند موجود را نمی توان به طور قطع به عنوان نیای زبان کردی معرفی کرد

 

مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

کردیآلمانیایتالیاییانگلیسیپرتغالیاسپانیاییسوئدیفارسیفرانسویهلندی
کردی شمالیکردی مرکزیکردی جنوبیگورانیزازاکی
évaréwareéwareéware?abend-evening--afton--evond
brabrabrabrabrabruder-btother--bror, broderbarādar-broer, broeder
te, tuto, tutitoti, todu--tute, túdutote, tu-
hesinasinasinasinasineisen-iron---āhan-ijzeren
erdherdhalat??erde-earth-----aanaarden
éreéreéreérda?hier-here--här---
hengvínhengwín???honig-honey--honungangabin-honing
kurtkurtkulkurt?kurzcortoshortcurtocortokortkutāhcourtkort
lévléwléwléwlewlippelabbroliplábiolabioläpplablèvrelip
navnawnawnamnamenamenomenamenomenombrenämnanāmnomnaam
nananenanéneinnonnonãononejnanonneen
núnwénúnú?neunuovonewnovonuevonynownouveaunieuw
nehnonúnú?neunnoveninienovenuevenionohneufnegen
pardézperdéz???paradiesparadiseparadiseparaísoparaísoparadispardisparadisparadijs
spenaxespenaxespināj??spinatspinaciospinachespinafreespinacaspenatesfanājépinardspinazie
stérestéreesarehesareestaresternstellastarestrelaestrellastjärnasetāreastrester
dot-dotdot?tochter-daughter--dotterdoxtar-dochter
dlopdlopdlopedlopdalpatropfen-drop--droppa--druppel


تاریخچه-زبان-کردی تاریخچه-زبان-کردی تاریخچه-زبان-کردی تاریخچه-زبان-کردی تاریخچه-زبان-کردی امتیاز : 412 دیدگاه(0)

تاریخ: 08/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 59 نویسنده: طاها

زبان عربی (زبان عربی:اللغة العربية)، بزرگ‌ترین عضو از شاخه زبان‌های سامی است. و با زبان‌های عبری و آرامی هم‌خانواده‌است.این زبان دارای ۴۲ صیغه می‌باشد که ۱۴ تای ان ماضی و ۱۴ تای بعدی مضارع و۱۴ تای بعد از آن آینده می‌باشد. زبان عربی یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل متحد می‌باشد. ۶زبان رسمی سازمان ملل عبارتند از: انگلیسی، فرانسوی، ترکی، عربی، اسپانیایی و چینی.

عرب‌ها این زبان را «لغة الضاد» نیز می‌نامند زیرا تنها زبانی است که دارای ضاد صامت است. (در زبان آلبانیایی پس از پذیرش اسلام و نفوذ زبان عربی، حرف ضاد وارد آن شد.)

 

شمار گویشوران

شمار کسانی که عربی را همچون زبان مادری به کار می‌برند ۱۷۴ تا ۴۴۲ میلیون تن است. عربی زبان رسمی ۲۵ کشور است که کل جمعیت آن‌ها نیز براساس آمار سیا ۳۲۹ میلیون تن است.

گویشگاه‌ها

محدودهٔ جغرافیایی را که گویشوران زبان عربی در آن اکثریت را دارند جهان عرب می‌نامند که شامل بیش از ۲۰ کشور می‌شود که از خاورمیانه آغاز شده و تا آفریقای شمال غربی ادامه می‌یابد.

گویش‌ها و لهجه‌ها

  • نوشتار اصلی: گویش‌های عربی

مقوله زبان عربی بر مجموعه زیادی از گویش‌ها و لهجه‌های مختلف دلالت می‌کند که به طور کلی به سه بخش تقسیم می‌شود:

  • عربی کلاسیک یا قرآنی،
  • عربی استاندارد یا فصیح و یا کتابی
  • عربی محاوره‌ای یا جلفی و یا دارجة

در تمام کشورهای عربی لهجه استاندارد جهت تدریس در مدارس و تألیف کتاب‌ها و جراید به کار برده می‌شود.

اما هر منطقه از دنیای عرب، گویش محلی خاص خود را دارد که گاه تفاوت‌های مابین آنها به حدی است که عرب‌ها مجبور به تکلم به عربی کتابی با هم می‌شوند. دلیل وجود تعدد گویش‌ها و لهجات در زبان عربی را تأثیر زبان‌های پیشین موجود در آن مناطق قبل از تسلط زبان عربی بر آن منطقه‌ها دانسته‌اند. در حالت کلی عربی محاوره‌ای را به دو بخش خاورمیانه‌ای و مغربی تقسیم می‌کنند اما به طور دقیق تر عربی دارای ۴ گویش زیر است که هر کدام خود دارای لهجات متعددی است.

  • عربی مصری
  • عربی مغربی (شامل لهجه‌های: مراکشی، تونسی، الجزایری و...)
  • عربی شرقی (شامل لهجه‌های: لبنانی، فلسطینی، و عرب زبانان غرب کشور اردن)
  • عربی عراقی و یا خلیجی (شامل لهجات عراقی، کویتی، عرب زبانان شرق سوریه، ساحل خلیج فارس از عراق تا کشور عمان و(استان خوزستان)در ایران به علاوه استا الشرقیه کشور عربستان سعودی...)

از این میان عربی مصری به عنوان گویش محاوره‌ای زبان دوم مشترک بین تمام عرب زبانان به کار می‌رود. و دلیل آن وجود انبوه فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و منابع عربی به این گویش است (مانند فارسی تهرانی که در بین فارسی زبانان ایران به عنون لهجه محاوره‌ای دوم به کار می‌رود.)

تفاوت لهجه‌ها در گویش‌های عامیانه زبان عربی در واژگان، دستور زبان و شیوه تلفظ کلمات به چشم می‌خورد.

بیشترین تفاوت‌ها بین گویشهای غرب و شرق کشورهای عرب زبان وجود دارد برای نمونه‌(کویتی و مراکشی)

در تفاوت‌های مربوط به چگونگی تلفظ می‌توان به چگونگی تلفظ حرف /ق/ اشاره نمود که در لهجه بادیه نشینان و عراقی‌ها /گ/، در لهجه مصری و سوریه /ء/ و در لهجه فلسطینی /ک/ تلفظ می‌شود. ویا چگونگی تلفظ /ج/ که در لهجه مصری /گ/ تلفظ می‌شود مانند الجمهوریة => الگمهوریة و در لهجه لبنانی این حرف نزدیک به /ژ/ تلفظ میگردد.

پرچم اتحادیه عرب، برای زبان عربی مورد استفاده قرار می گیرد.

تأثیر زبان‌های دیگر بر زبان عربی

در زبان عربی از دوران‌های کهن زبان‌های بیگانه روی آن تأثیر گذاشته‌اند؛ از این میان می‌توان به تأثیر زبان‌های ایرانی و یا رومی کهن بر آن اشاره کرد، حتی در در نصوص قرآن چنین واژه‌هایی نسبتاً به وفور یافت می‌شوند هر چند که زبان عربی بنا بر خاصیت داتی خود که واژه‌ها در آن صرف می‌شوند چهره وامواژه‌ها را چنان دگرگون می‌نماید که تشخیص ریشه آن بسیار دشوار می‌گردد.

از واژه‌های ایرانی و رومی کهن که از دیرباز به زبان عربی وارد شده‌اند می‌توان موارد زیر را نام برد:

از زبان‌های ایرانی

در عربی: زمان (از زَمان در پهلوی)، مهرگان (مهرجان در عربی معنای جشنواره بخود گرفته‌است)، برنامه (برنامج)، فیروز، تنور، خندق، قناة، قلعة (کلات)، اسفناج، دیوان، برزخ، بلبل، حنا، یاسمین، سرو، عدس، شهی،، آجر، گچ = جص - خنجر= خونگر- طربوش = سرپوش و دهها واژه دیگر...

و در قرآن یکصد کلمه اصل پارسی و یا معرب شده از پارسی وجود دارد که از این نظر پر نفوذترین زبان بر ادبیات قرانی تلقی می‌شود: دین، سراج از چراغ، جند، (دکا دکا = تکه تکه)، سجیل، نمارق (جمع واژه نرمک ایرانی به معنی بالش)، وزیر (از وَچیر پهلوی)، مسک (از مشک پهلوی)، عفریت (از آفرید) و هزاران  واژه دیگر...

از زبانهای دیگر

اما در عصر حاضر واژه‌های زیادی از زبان‌های اروپایی وارد زبان عربی شده‌اند که یا در قبل در عربی وجود نداشته و مجال ساخت آنها نبوده ویا از لحاض معنایی امکان ساخت آن در عربی زیاد موفقیت آمیز نیست. بیشتر این واژه‌ها در عرصه سیاست (مانند: الإمبریالیة، الإیدیولوجیا...)، یا هنر و ادبیات (مانند: رومانسیة، فلسفة، فلم (فیلم)، سیناریو (سناریو)...) و یا صنعت و تکنولوژی (مانند: باص، رادیو، ورشه - تلفون، تلفزیون، کمبیوتر...) هستند.

تأثیر زبان عربی بر دیگر زبان‌ها

گاهی اوقات مشکل می‌نماید که بتوان از زبان عربی مفهومی را به ویژه در متون اسلامی به درستی و دقت به زبانی دیگر ترجمه نمود. عکس این قضیه نیز در موارد گوناگون صادق است (مخصوصا در متون علمی و صنعتی). از آنجا که قرآن به عربی نگاشته شده‌است و مسلمین سنتا بر این باورند که غیرممکن و نادرست است که متون مقدس مذهبی (قرآن، نماز، اذان...) خود را به زبانی دیگر ترجمه نمایند و بیم از عدم رسایی مفهوم دقیق متون آن را داشته‌اند مجموعه این عوامل همراه با علل مختلف دیگری همچون همجواری جغرافیایی، تجارت و مهاجرت... راه را به کلی بر تسلط کامل عربی بر کلیه زبان‌هایی که تحت نفوذ امپراتوری اسلامی و یا صرفاً فرهنگ اسلامی بوده‌اند هموار کرده‌است.

زبانهای عربی و پارسی بر یکدیگر تاثیراتی داشتند و واژگانی از هر دو زبان منتقل شده اما به گفته ی پروفسور ریچارد دیویس: وام گیری زبان فارسی از زبان عربی به واژگان محدود است و زبان عربی، تاثیری بر ریخت شناسی زبان فارسی نداشته

واژگان عربی همچنین به زبانهای اردو، کشمیری، پشتو، ترکی و کردی. و در حد بسیار ملایمتر به زبان عبری وارد شده‌اند. زبان عربی توانسته‌ است با توجه به جنبه تقدس دینی باعث زوال زبانهای مصری و منطقه شمال آفریقا و اردن و سوریه شود این زبان بر اسپانیایی نیز تأثیر گذاشته‌است اما زبان بربر یا امازیغی و قبطی پس از ۱۴۰۰ با مقاومت در مقابل عربی توانسته ‌است تحت سلطه زبان عربی به حیات خود ادامه دهد


زبان-عربی زبان-عربی زبان-عربی زبان-عربی زبان-عربی امتیاز : 335 دیدگاه(0)

تاریخ: 07/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 119 نویسنده: طاها

سلام به همه دوستان گلم

این زبان رو که پیدا کردم براتون نمیدونم مربوط بهخ کجا یا چی میشه ولی برام جالب بود که بدونم به چه درد میخوره این رو براتون گذاشتم خواهشن اگه دربارش چیزی میدونید در قصمت نظرات برام توضیح بدید

حروف الفبای عِبری در نوشتن خط عبری و نیز برخی نشانه‌های علمی و ریاضی بکار می‌رود. الفبای عبری از ۲۲ حرف تشکیل شده‌است. صداهای زیر شیوه تلفظ حروف زبان عبری می‌باشند:

اَلِف - بِیت – گیمل – دالِت – هِ – واو – زَین – خِت – تِت – یُد – کاف – لَمِد – مِم – نون – سامِخ – عَین – پِه - زادی – کُف – رِش – شین – تاو

الفبای عبری

الفبتگیملدالتهواوزینختتتیدکاف
אבגדהוזחטיכ
ך
لمدممنونسمخعینپهزادیکفرششینطا
למנסעפצקרשת
םןףץ


الفبای-عبری الفبای-عبری الفبای-عبری الفبای-عبری الفبای-عبری امتیاز : 250 دیدگاه(1)

تاریخ: 07/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 70 نویسنده: طاها

الفبای ارمنی (به ارمنی: Հայկական գիր) نام سامانه نگارشی است که برای نوشتن زبان ارمنی بکار می‌رود. این الفبا در سال ۴۰۵ میلادی اختراع شد و با اندکی تغییر تا به امروز برای نگارش زبان ارمنی بکار رفته است. خط ارمنی مانند خط لاتین و سیریلیک از چپ به راست نوشته می‌شود.

تاریخچه

الفبای ارمنی هنگامی ابداع شد که منطقه ارمنی‌نشین از نظر سیاسی میان دو کشور توانمند آن زمان یعنی ایران و روم بخش شده بود و ارزشهای ملی، قومی و فرهنگی ارمنی در آستانه ویرانی و نابودی قرار داشت. کاهنی به نام مسروپ ماشتوس ابداع کننده الفبای ارمنی است. مسروپ همراه با شاگردان خود به جای‌جای ارمنستان سفر می‌کرد و به ترویج مسیحیگری می‌پرداخت و همین سبب شد که او بیش از پیش خطر نابودی دین، فرهنگ و تمدن ملت خود را احساس کند. چرا که نبود یک الفبای ارمنی، آشنایی مردم با دین را دشوار می‌ساخت. بنابراین در اندیشه ابداع زبان نوشتاری ارمنی افتاد. مسروپ برای تحقق آرمان خویش به مرکز رفت و اندیشه خود را با جاثلیق ساهاک پارتو در میان گذاشت و به یاری وی توانست نظر ورامشاپوه، پادشاه ارمنستان شرقی را نیز جلب نماید.

مسروپ گروهی از جوانان را راهی اِدیسا کرد تا زبان سریانی را بیاموزند و گروهی را به ساموسات فرستاد تا زبان یونانی را فرا گیرند و خود در کانون علمی بزرگ آنجا، سامانه آوایی، هجایی و نوشتار زبان‌های گوناگون را بررسید. الفبایی که مسروپ ماشتوس ابداع کرد دارای ویژگی‌های زیر است:

  • هر واج تنها یک نشانه ویژه دارد.
  • سوی نوشتن این الفبا از چپ به راست است.
  • الفبای ابداعی وی نشانه‌های زیر و زبر و خط و نقطه ندارد.

در همین حین کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید و دیگر متون دینی، دانشی و فلسفی به زبان ارمنی ترجمه شد و در پی این جنبش فرهنگی، سده پنجم میلادی به «سده زرین فرهنگ ارمنی» شهرت دارد. مسروپ ماشتوس به پاس خدمات خود در زمره قدیسان کلیسای ارمنی جای گرفت. او در سال ۴۴۰ میلادی چشم از جهان فرو بست و در اوشاکان به خاک سپرده شد.

حروف الفبای ارمنی

نام حرفحروف کوچکحروف بزرگتلفظارزش عددی
AybաԱآ1
BenբԲب2
GimգԳگ3
DaդԴد4
Yech`եԵاِ، یِ5
ZaզԶز6
EhէԷاِ7
Ët`ըԸآ8
T`oթԹت9
ZheժԺژ10
IniիԻای20
LiunլԼل30
XehխԽخ40
C'aծԾتس50
KenկԿک60
HoհՀه70
Dz'aձՁدز80
GhatղՂغ90
ChehճՃچ100
MenմՄم200
YiյՅی300
NuնՆن400
ShaշՇش500
VoոՈاُ، وُ600
Ch`aչՉچ700
PehպՊپ800
JhehջՋج900
RraռՌر1000
SehսՍس2000
VewվՎو3000
TiunտՏت4000
RehրՐر5000
C`oցՑتس6000
HiunւՒو7000
P`iurփՓپ8000
K`ehքՔک9000
OhօՕاُ10000
FehֆՖف20000


الفبای-ارمنی الفبای-ارمنی الفبای-ارمنی الفبای-ارمنی الفبای-ارمنی امتیاز : 244 دیدگاه(0)

تاریخ: 07/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 103 نویسنده: طاها

حروف اصلی در الفبای ترکی

حروفی که بنای لغات ترکی بر آنهاست:

ا A - ب B - پ P - ت T - ج C - چ Ç - خ X - د D - ر R - ز Z - س S - ش Ş - ف F - ق Q - ک K - گ G - ل L - م M - ن N - و V - ه H - ی Y

حروف ترکی که در ابتدای کلمه نمی آیند

  • غ Gh، مثل: سوغان Soghan (پیاز)، دوغوش Doghuş (تولد).
  • گ خفیف یا گ نرم Ğ (با صدایی نزدیک به ی)، مثل: دویوش Döğüş (دعوا)، ایینه İğne(سوزن).
  • و W (با صدای W انگلیسی)، مثل: قووزاماق Qowzamaq (بلند کردن)

 

 

حروف فرعی

حروفی که اصلیت ترکی ندارند و از زبانهای دیگر وارد شده اند:

  • ژ j

در لغات ترکی اصیل( Öz-Türkce) حروف و صداهای عربی ث-ذ- ط- ظ- ص- ض- ح - ع و غ یافت نمی‌شود.

 

حروف صامت در ترکی آذربایجانی

 

  • ب: بالیق Balıq (ماهی)، بل Bel (کمر)، قاب Qab(ظرف)
  • پ: پوزما Pozma (پاک‌کن)، ایپک İpek(ابریشم)، ساپ Sap (نخ)
  • ت: تلیس Telis (گونی)، اَرتَه Erte (بَعد)، تؤکَنماق Tükenmaq (تمام شدن)
  • ج: جیران Ceyran (گوزن)، قوجا Qoca (پیر)، کرپیج Kerpic (خشت)
  • چ: چای Çay (رودخانه)، سرچه Serçe (گنجشک)، قُلچاق Qolçaq (عروسک)
  • خ: خورتان Xortan (لولو) اَرخ Arx (جوی آب)
  • د: داراق Daraq (شانه)، دامجی Damcı (قطره)، سؤگؤد Söğüd (درخت بید)
  • ر: بَرک Berk (سفت)، قارا Qara (سیاه)
  • ز: زای Zay (خراب، گندیده)، مازالاق Mazalaq (فرفره)، اِیاز Eyaz (آسمان بدون ابر)
  • ژ: قیژقیرماق Qıjqırmaq (ترشیدن)
  • س: ساچ Saç (زلف، گیسو)، اسکی Eski (کهنه، قدیمی)، ترسَه Terse (برعکس)
  • ش: شیش Şiş (سیخ)، مشَه Meşe (جنگل)، دؤش Döş (سینه)
  • غ: دوغوش Doghuş (تولد)، آغری Aghrı (درد)، اوغوز Oghuz ( نژاد ترک غز)، یاغ Yagh (روغن)
  • ف: فیجیل Ficil (تربچه نقلی)، قافا Qafa (سبد بزرگی که از ترکهٔ بید بافته شده باشد)، خاف Xaf (پرز)
  • ق: قادین Qadın (زن)، قارقا Qarqa (کلاغ)، قولاق Qulaq (گوش)، آق Aq (سپید)
  • ک: کورک Kürek (پشت)، دیکان Dikan ( خار)، اؤرتؤک Örtük (ملافه)
  • گ: گؤزل Gözel (زیبا)، گَلین Gelin (عروس)، سؤپؤرگه Süpürge (جارو)
  • گ نرم: ایینه Iğne (سوزن)، ایری Eğri (کج)، دویی Düği (برنج)، دویوش Döğüş (دعوا)
  • ل: لاله Lale (لاله)، سالقیم Salqım (خوشه میوه)، ال El (دست)
  • م: مارال Maral (آهو)، چامُور Çamur (گِل)، اَپریماق Eprimaq (فرسوده شدن)
  • ن: نارین Narin (ریز)، آرشین Arşın (متر)
  • و: ورماق Vermaq (دادن)، جویز Ceviz ( گردو)، توولی Towlı (سریع، زود)
  • و W : قووزاماق Qowzamaq (بلند کردن)
  • ه: هن Hen (بله)، یوها Yuha(آدم پرخور)
  • ی: یِم Yem (خوراک دام)، آیی Ayı (خرس)، ایاق Eyaq (پا)

حروف مشدّد را می‌توان هم با تشدید و هم با تکرار حروف همسان نوشت: یِددی و یدّی yeddi (هفت)، سَققَل و سَقَّل Seqqel (ریش)، خَرره یا خرَّه (آب گل‌آلود)

 

مصوتها

 

در زبان ترکی علاوه بر شش صائت (مصوت) اَ E، اِ E، اُ O، آ A، ای İ، او U، سه صائت دیگر نیز وجود دارد. در ا ین حال مشکل اصلیِ نوشتنِ کلمات ترکی با خط عربی رخ می‌نماید؛ چون خط عربی فونتیک نیست و صدا به جای آنکه در نوشتار کلمات نمایش داده شود، بیشتر به وسیله سابقه ذهنی خواننده کشف می‌شود. سه مصوت دیگر عبارتند از:

  • اُ Ö (اُ ظریف که تلفظی بین اِ و اُ دارد): اُگؤد Öghüd (نصیحت)، گؤز Göz (چشم).
  • اؤ Ü (او ظریف که تلفظی این ای و او دارد): اؤست Üst (بالا)، گؤزگی Güzgi (آینه).
  • ای I (تلفظی بین ای و اِ): قیزیل Qızıl (طلا)، آچیق Açıq (باز، روشن)، سیرغَا Sırğa (گوشواره)، ساری Sarı (زرد).

 


الفبای-ترکی الفبای-ترکی الفبای-ترکی الفبای-ترکی الفبای-ترکی امتیاز : 315 دیدگاه(0)

تاریخ: 07/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 77 نویسنده: طاها

(biǎo) (mǔ)(zì) (yīn)(pīn) (yǔ)(hàn)

الفبای زبان چینی

 

N       n

O      o

P      p

Q      q

R      r

S      s

T      t

U      u

V      v

W      w

X      x

Y      y

Z      z

A      a

B       b

C       c

D       d

E       e

F       f

G       g

H       h

I       i

J       J

K       k

L       l

M       m

 


الفبای-زبان-چینی- الفبای-زبان-چینی- الفبای-زبان-چینی- الفبای-زبان-چینی- الفبای-زبان-چینی- امتیاز : 294 دیدگاه(0)

تاریخ: 06/02/1390 ساعت: عدم نمايش بازدید: 67 نویسنده: طاها

قواعد و ساختار

ژاپنی یک زبان پیوندی است با منشا مورد اختلاف. زبانی که در ژاپن به آن تکلم می‌شود زبانی است آهنگ دار و صدادار و تقریبا تمام کلمات آن به حروف مصوت ختم می‌شوند. کلمات آن چند هجایی است و لایق تغییرات دستوریست. تصریف به وسیله اجزایی که به آخر کلمه الحاق کنند صورت می‌گیرد. زمان‌ها و وجه‌ها به وسیله ادات فعل از هم تمییز داده می‌شوند. زبان مکالمه از لحاظ دستور و فرهنگ لغات با زبان مکتوب (که دارای اشکالات فروان است) فرق دارد

خط ژاپنی

سامانه نوشتاری ژاپنی از سه دسته حرف الفبا به نامهای هیراگانا (平仮名) و کاتاکانا (カタカナ) و روماجی (ローマ字) و واژه‌نگارهای کانجی (漢字) تشکیل شده است. از هیراگانا و کاتاکانا با عنوان کلی‌تر کانا نام برده می‌شود. کانجی در واقع همان حروف چینی برگرفته از سیستم نگارشی چینی است که معمولاً برای نوشتن کلماتی که از زبان چینی وارد ژاپنی شده‌اند استفاده می‌شود. بر اساس برخی از کلمات کانجی، الفبایی به نام هیراگانا ابداع شده‌است که معمولاً برای نوشتن کلمات اصیل ژاپنی استفاده می‌شود. الفبای دیگری نیز به نام کاتاکانا وجود دارد که برای نوشتن کلمات وارد شده به ژاپنی از انگلیسی و دیگر زبان‌ها استفاده می‌شود؛ برخی از حروف هیراگانا با کاتاکانا یکی است. از هیراگانا و کاتاکانا برای بیان چگونگی تلفظ کانجی هم استفاده می‌شود (فوریگانا).

استفاده از حروف لاتین برای نوشتن کلمات ژاپنی نیز مرسوم است و به آن روماجی گویند.

 

 

HIRAGANA

KATAKANA

 

A

I

U

E

O

A

I

U

E

O

A

 

H

(FU)

(FU)

 

S

しぃ

 

K

 

N

 

Y

いぇ

イェ

 

B

 

Z

じぃ

 

G

 

M

 

W

 

P

 

T

ちぃ

(TSU)

(TSU)

 

D

(DZU)

(DZU)

 

R

 

SH

しゃ

しゅ

しぇ

しょ

シャ

シュ

シェ

ショ

 

J

じゃ

じゅ

じぇ

じょ

ジャ

ジュ

ジェ

ジョ

 

CH

ちゃ

ちゅ

ちぇ

ちょ

チャ

チュ

チェ

チョ


زبان-ژاپنی日本語 زبان-ژاپنی日本語 زبان-ژاپنی日本語 زبان-ژاپنی日本語 زبان-ژاپنی日本語 امتیاز : 293 دیدگاه(0)

آخرین مطالب

چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
چهارشنبه 16 بهمن 1392
شنبه 24 اردیبهشت 1390

مطالب محبوب

شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390
سه شنبه 02 فروردین 1390

صفحات مطالب